آزادی در قرآن

آزادی در قرآن

آزادی در قرآن


آية الله العظمي شهيد سيد محمد باقر صدر (ره)
ترجمه :دكتر محمد حسين بياتي
اسلام فرآیند آزادسازی انسان را از درون خود او آغاز می کند. از دیدگاه اسلام صرفا اینکه به شخص گفته شود: «من راه را برای تو باز گذاردم پس می توانی به سلامت از آن عبور کنی» اعطاء آزادی به او به شمار نمی رود بلکه آدمی وقتی حقیقتا آزاد است که بتواند با اندیشه خود راه خود را مشخص کند و آن گاه در این راه، استوار گام بردارد و چنین چیزی در مرحله نخست متوقف بر آزاد ساختن انسان از بندگی شهوات است. به این معنی که شهوت باید صرفا یک ادات نبیه و نشانگر به سوی اموری باشد که نفس آدمی نسبت به آن کشش دارد نه این که آن چنان نیرویی انگیزشی باشد که اراده انسان را به تسخیر خود درآورده باشد بدون اینکه در ازای آن چیزی نصیب آدمی گردد. چرا که اگر این گونه شود انسان از همان ابتدای راه آزادی خود را از دست می دهد و باز بودن دستان او تا آن زمان که عقل او –که جدا کننده وی از دیگر حیوانات است- اسیر و دربند باشد، سودی به حال او نمی رساند.
آزادي انسان
می دانیم که آن امر اساسی که آزادی انسان از آزادی حیوان را متمایز می سازد این است که این دو اگرچه دارای اعمال و تصرفات ارادی هستند لیکن اراده حیوان دائما تحت سیطره شهوات و انگیزه های غریزی اوست و لیکن در انسان قدرت و توانایی وجود دارد که او را بر سیطره برشهوات خود و چیره گردانیدن عقل بر شهوت قادر می سازد. راز آزادی او به عنوان یک انسان در حقیقت همین قدرت و توان نهفته است و اگر ما این توان را در او بخشکانیم و صرفا به اعطاء آزادی ظاهری به او اکتفا کنیم و در این راستا تمام امکانات برآوردن نیازهای شهوانی او را برایش فراهم آوریم، -همان گونه که تمدن های غربی کرده اند- در حقیقت به تدریج آزادی انسانی او را کشته ایم. در این حالت ما شخص را به حد موجودی که صرفا ابزار تحریک شهوتهای خویش است تنزل داده ایم تا جایی که شخص وقتی در میانه راه به خود می آید، خود را نه تنها آزاد و حاکم بلکه محکوم و مغلوب می یابد. و برعکس اگر روی قدرت انسان در غالب کردن عقل بر شهوت کار کنیم و این توان را در او شکوفا سازیم و او را از این واقعیت آگاه سازیم که رسالت او در زندگی بسی والاتر از این دگردیسی حیوانی است که شهوات او را به سوی آن سوق می دهد، در چنین هنگامی است که موفق شده ایم یک «انسان آزاد» بسازیم. انسانی که خواهد توانست بگوید: «نه یا آری» بدون آنکه فلان لذت یا شهوت بتواند دهان او را ببندد. و این همان کاری است که قرآن کریم کرده است. آن هنگام که برای فرد مسلمان هویت ویژه او را تفسیر می کند و معیارها و شاخصه های او را متعالی می سازد و او را از زمین و اهداف محدود زمینی بر می کند و به افق های برتر و والاتر می برد خدای متعال می فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»(آل عمران: 14 و 15). «علاقه به شهوات از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب های ممتاز و چهارپایان زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است. اینها سرمایه زندگی دنیاست و سرانجام نیک نزد خداست. بگو آیا شما را از چیزی آگاه کنم که از این ها بهتر است؟ برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کردند در نزد پروردگارشان باغ هایی است که نهرها از پای درختانش می گذرد، همیشه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه و خشنودی خداوند بهره آن هاست و خدا به بندگان بیناست». در پرتو این تعالیم قرآنی در می یابیم که شیوه ای که قرآن کریم برای آزاد کردن انسان از قید و بند شهوت از آن استفاده کرده است همان راه و شیوه عمومی است که اسلام در عرصه های مختلف برای تربیت انسان همواره از آن استفاده می کند و آن همان راه و شیوه توحید است. اسلام از طریق متصل کردن انسان به آسمان و باغ ها و مثل آسمانی و رضوان خدا، انسان را از بندگی زمین و لذائذ دلربای آن منقطع می کند. تنها آوردن یک مثال کافی است تا دریابیم که این شیوه تا چه اندازه موفق بوده است و چقدر تفاوت میان آزادی حقیقی انسان و آزادی های ساختگی تمدن های نوپای غربی وجود دارد. امتی که قرآن آن را آزاد ساخته بود آن هنگام که از او خواسته شد که از میگساری اجتناب کند، توانست به آن «نه» بگوید و در نتیجه شراب را پس از آن که بخشی از زندگی روزمره اش بود، از زندگی خود حذف کند. زیرا این امت مالک اراده خود شده بود و از شهوت و انگیزه های حیوانی خویش آزاد گشته بود. و به بیان مختصر از آزادی حقیقی که او را قادر بر تصمیم گیری در زندگی خویش می کرد، بهره مند بود. و لیکن امتی که تمدن جدید آن را ایجاد کرده است و با شیوه خاص خود به او آزادی های ظاهری اعطاء کرده است، علی رغم این پوشش ظاهری آزادی، هیچ گونه سلطه ای بر اراده خود ندارد. زیرا نتوانسته است که خود را از درون آزاد کند بلکه برعکس تسلیم شهوات و لذتهای خود شده و در برابر این شهوات و لذات آزادی خود را از کف داده است. لذا می بینیم بزرگترین پویش(کمپینی) که دولت ایالات متحده آمریکا برای مبارزه با شرابخواری با صرف هزینه های هنگفت مادی و معنوی و کمک موسسات اجتماعی به راه انداخت، موفقیت چندانی در پی نداشت و این تنها بدان سبب بود که انسان غربی آزادی حقیقی خویش را از دست داده است. انسان غربی برخلاف انسان قرآنی نمی تواند هر وقت که به اقناع عقلی می رسد، «نه» بگوید. و درست به همین سبب است که نتوانسته خود را از قیدوبند شرابخواری رها کند.
آزاد سازي انسان از درون
قرآن کریم پس از نبرد برای آزاد سازی انسان از درون وارد صحنه نبرد برای آزاد سازی انسان در عرصه اجتماعی می گردد و همانگونه که در درون انسان بت هایی را که آزادی او را سلب نمودند، می شکند، اقدام به شکستن بت های اجتماعی می کند و بر بندگی انسان نسبت به انسان خط بطلان می کشد. «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»(آل عمران: 64). «بگو ای اهل کتاب به سوی کلمه ای که میان ما و شما یکسان است بیایید که جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را –غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد«. بنابراین، این که انسان بنده خدا باشد سبب می شود که همه انسان ها در برابر خدای متعال در یک سطح باشند و در نتیجه هیچ ملتی حق استعمار ملتی دیگر و به بندگی کشیدن آن را نخواهد داشت. چنان که هیچ گروهی حق سلب آزادی گروه دیگر را نخواهد داشت و نیز همچنان که هیچ فردی حق این را نخواهد داشت که خود را بتی برای دیگران قرار دهد. در عرصه این نبرد هم می بینیم که قرآن کریم از همان شیوه ای که در نبرد نخست از آن استفاده کرده است، بهره برده است. یعنی همان شیوه توحید. بدین بیان که مادام که انسان به عبودیت خدای متعال اقرار کند به طبیعت حال نسبت به عبودیت هر انسان و موجود دیگری نه می گوید و با آزادگی گردن می افرازد و به هیچ نحو در برابر هیچ یک از نیروها و بت های زمینی احساس خواری و زبونی به او دست نمی دهد. و این بدان سبب است که پدیده بت سازی در زندگی انسان به دو سبب به وجود می آید: نخست آن که انسان در بند شهوت باشد که این سبب می شود از آزادی خویش به نفع یک بت انسانی که می تواند شهوت او را ارضاء کند، دست بکشد و دوم جهل و نادانی او نسبت به ضعف و عجزی که در پس پرده این بت های انسانی وجود دارد. و طبیعی است که هنگامی که اسلام انسان را از بند شهوت آزاد می کند و دروغین بودن آن نقاب های فریبنده را آشکار می سازد، می تواند بر پدیده «بت سازی» چیره گردد و آن را با تمام اشکال و گونه های گوناگونش از عقول مسلمین بزداید.


برگرفته از کتاب «المدرسه القرآنیه»،

اثر شهيد صدر

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...