بیانات مرحوم حضرت ایه الله العظمی هاشمی شاهرودی ره

بیانات مرحوم حضرت ایه الله العظمی هاشمی شاهرودی ره

بيانات آيت الله العظمي هاشمي شاهرودي
ما هر چه داريم از قرآن و عترت داريم
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله رب العالمين وصلاة وسلام على السيدنا ونبينا ابا القاسم مصطفى محمّد وعلى آله الطيبين الطاهرين وأصحاب المنتجبين. پيامبر عظيم شأن اسلام در حديث مُسلم و مُتواتر معروف به الثَقَلَين يا ثِقلِين قرآن و عترت را دو ثقل و دو تكيه گاه اصلى اسلام در تاريخ بشريت قرار داده است:إني تارك فيكم الثقلين يا ثقلين… كتاب الله و عترتي أهل بيتي . ثقل أكبر قرآن كريم است چون كلام خدا و وحى الهي است .كلمات و خطابهاى الهى است كه بر قلب نازنين آن بزرگوار نازل شده است و بسيار جايگاه بلندى دارد .ثقل دوم هم كه در حقيقت متمم و مبين اين ثقل است و شاهد بر آن است و احيا كننده و اجرا كننده آن . اين دو ثقل رابط بسيار مهم و استراتژيك بين خداوند متعال وانسانيت و مردم است. حديث ثقلين كه از احاديث مسلم و متواتر است و مورد اتفاق همه فرق اسلامى است ،هنوز ابعاد و اعماق آن درست كشف و توضيح و تبيين نشده است و شايد هم نشود مگر به مرور زمان . صحنه تاريخ بشريت كه به وسيله همين دو ثقل رقم مي خورد. درحقيقت مبدأ هر دو ثقل در اين جهان و اين عالم وجود مقدس و مبارك پيامبر اكرم بوده است. اگر آن وجود مبارك و نازنين و آن وجود كامل و بى نظير و آن رحمت واسعه الهى و آن عقل و آن عقل اول و آن قلب بى‌نظير و كامل نبود، در عالم خلقت هيچ موجود ديگرى و مخلوق ديگرى اين توانمندى و قدرت و امكان را نداشت و ظرفيت را نداشت كه منشأ و مهبط و مركز شكل گيرى اين دو ثقل باشد .هر دوى اين دو وجود و دو ثقل هم وجود ثقل أكبر كه قرآن كريم است تنها بر قلب نازنين آن مرد آن انسان صالح و كامل ، آن وجود كامل ، آن أكمل مخلوقات ، آن عقل كل قابل تجلى و قابل نزول بود . ثقل اصغر هم همچنان است. وجودات نازنين عترت آن پيامبر عظيم شأن أئمه معصومين هم باز سرچشمه گرفته از آن وجود كامل است و اگر آن وجود نبود اين هم قابل تحقق نبود و قابل پيدايش و شكل گيرى در تاريخ بشريت و انسانيت نبود . سرچشمه اين دو ثقل از آن انسانى است كه محور عالم وجود و اكمل موجودات و اشرف انسانها است و ساحت انسان كامل است.
فيض و عنايت الهي
اين فيض و عنايت الهى است (كه) اصل خلقت انسان و بركت وجودى را (خداوند) به انسان داد و او را خلق كرد.(واين) يك فيض است. اين فيض و رحمت هدايت انسانها ، ساخت انسانها ، تربيت انسانها ، و حركت دادن انسانها در تاريخ نه يك انسان- نسل انسانها ، نسلها ، امتها و مراحل مختلف تاريخ ،اينها، با اين هدايت وبا اين رحمت، (فيض دوم) كه به وسيله اين دو ثقل شكل گرفت. رحمت ديگر و فيض ديگر الهى بود كه اين فيض از اصل آن فيض اول كه وجود انسان نعمت وجود انسان است مغتنم تر ، مهم تر ، شريف تر والاتر و گران سنگ تر است .چون اين است كه آن شرافت كامل را و مرتبه اعلاى كمال موجود بالقوه و نهفته در آن مخلوق مشرف و مكرم الهى( كه انسان است)را شكوفا مى كند و به فعليت مى‌رساند. در سطح انسانيت و بشريت در تاريخ هر چه مسلمانان و انسانهاى مؤمن و صالح در تاريخ از رشد ، تمدن ، پيشرفت ، كمال ، ترقى و توسعه داشته اند، مرهون اين دو ثقل است .در تاريخ اسلام اين كه امام راحل قدس الله سره شريف فرموده است مسلمانان هر چه دارند از قرآن دارند ،ما هر چه داريم از قرآن و عترت داريم، مسلمانان هر چه دارند و به هر جا رسيده اند و برسند از اين دو ثقل دارند، اين صد در صد درست و عين حقيقت است .
فيض و رحمت الهي
البته اين تأثير و تأثر در اين بخش با آن فيض خلقت تكوينى فرق مى‌كند. فيض الهى ورحمت الهى در بخش خلقت تكوينى انسان يك امر تكوينى است كه اختيارش به دست خود انسان نيست. چندان، انسان در آن توسعه و رشد خلقتى تكوينى اختيار زيادى ندارد. ولى اين نعمت ، اين هدايت اين رشد معنوى ، فكرى ، علمى و كمالى كه انسان به وسيله قرآن كه وحى مستقيم الهيو كلام مستقيم خداست و عترت كه ثقل دوم است ،آن هم با عنايت خاص الهي، از آن وجود شريف سر چشمه گرفته است( از آن وجود كامل كه پيامبر اكرم است). اين دو تا ثقل تأثيرش در ساخت انسانها ،در افاضه به انسانها، در رشد دادن زندگى انسانها، چه در بعد خرد و چه در بعد كلان و بعد جوامع بشرى و نسلها و تاريخ ،نقش خود انسان هم در آن بسيار مهم است. يعنى اين تأثير گذارى از خلال اراده خود انسانها و آگاه شدن خود آنهاست. اين در اينجا اين فعل و انفعال و تأثير و ايجاد و ساخت مانند آن فعل تكوينى نيست .اينجا خود انسانها هم با آگاهيشان، با اراده شان، با بينش شان و ارتقاء اين بينش ساخته مى‌شوند و رشد پيدا مى‌كنند. علت و عظمت شرافت اين فيض بر آن فيض هم در همين است كه اين انسان را با اختيار خودش مى‌سازد، انسان را با آگاهى مى‌سازد و اين آگاهى ها رشد(را) مى دهد . تمدنها مى سازد ، معارف مى سازد از اينها ، ثقل اول كه كتاب الله است در خود قرآن تعبيرات بسيار بلندى از اين شده است . خود اين ، اين كه كلام خود خدا و خطابات و الفاظى كه الفاظ هم از طرف خدا نازل شده است و قلب نازنين پيامبر اكرم و بعد در اختيار انسانها و بشرها قرار گرفته است،اين يك فيض بسيار بالا و يك شرافت بزرگى است كه براى انسانها،(كه) خداوند متعال قائل شده است آنها را مخاطب خود قرار مى دهد.( مخاطب الفاظ خود)، و به آنها اين نعمت را ارزانى داشته است كه به توسط آن موجود كامل كه قرآن بر او نازل شده است و اگر نبود بر هيچ احدى توان اين را نداشت كه مهبط قرآن باشد، منزل گاه نزول قرآن باشد. محل نزول قرآن باشد به تمامه ، كأنّه تمام بشريت را متصل به وحى و كلام خود خدا قرار داده است. اين خيلى منزلت بزرگى است كه خداوند متعال براي انسانها و بشريت، ارتباط با عالم ملكوت الهي و عالم غيب را به وسيله اين ثقل( براى انسانها )فراهم كرده است تا مستقيم مخاطب وحى قرار گيرند. يعنى كلام وحى را بتواند استماع كند ، بخواندو قرائت كند. اين خيلى مقام شرافتمندانه و بالايى است كه خداوند متعال به انسان اجازه دهد كه ارتباط مستقيم پيدا كند با كلام خالق كه مخلوقش ، مخلوقى كه مى خواهد او را تكريم كند، اين فيض را هم بدهد كه ارتباط مستقيم با كلام خالق متعال بتواند بر قرار كند. اگر اين ثقل اكبر نبود و نازل نشده بود ما ارتباط مستقيم با كلام خدا را نداشتيم .كأنّه يك مرتبه‌اى از انسان را خداوند بعد از نبوت خاتم كه نبوت پيامبر عظيم شأن اسلام است، مى‌خواهد اين تكريم و كرامت را، اين منزلت بالا را، به او بدهد كه بتواند با گوش مادى خودش، با گوشف دل و جانى كه توان عروج و ارتباط مستقيم با عالم ملكوت اعلى را ندارد، اين امكان را بدهد كه طرف وحى قرار بگيرد وخطاب خدا را به طور مستقيم گوش بدهد ،بشنود ، بخواند ، تكرار كندو قرائت كند. خيلى فيض بزرگى است، خوب بعد معارف و معانى كه در اين خطاب الهي است فيه تفسير كل شيء... هر چه بشر بخواهد در اين هست ، هر چه مورد نياز انسانها است در اين هست ، هر چه موجب سعادتمندى انسان است در كل مراحل سير وجوديش در اين هست وخداوند در اين قرار داده است ،فيه تفسير كل شىء ، فيه تبيان كل شىء هداً و نورا... همه مسائلى كه مورد نياز انسانها است در اين هست .اين در حقيقت همان مسير بازى است كه خداوند باز كرده است بين خودش و بين انسانها. اين قدر كرامت داده به انسانها ، وبه وسيله پيامبر اكرم اين راه را براى آنها باز كرده (تا)همه چيز از اين راه بيرون بيايد ، هر چه مورد نياز انسانهاست از همين دو راه بدست مى آيد. ولى بايستى اين دو راه را درست شناخت ، پيمود و بهره گرفت .
قرآن ،ثقل اكبر است
در قرآن كه ثقل اكبر است همه آنچه كه مورد نياز انسانها است تبيين شده است. مسائل مربوط به برنامه هاى زندگى فردى ، اجتماعى ، اخلاقى ، اقتصادى ، سياسى ، ادارى ، تربيتى . شما در هر زمينه اى كه كه مورد نياز انسانها و جوامع انسانى و حركت انسان ، رشد انسان ، تمدن انسانها است،(وانسان) محتاج به آنها است، در قرآن براى آن نسخه است. نه يك نسخه ، بلكه نسخه هاى متعدد تبيين شده است .البته اين تبيين ها چون جمع شده است در اين كتاب خيلى جاهايش نياز به تفسير و توضيح دارد . ثقل دوم هم يكى از نقشها و مسئوليت ها و رسالت هايش همين است كه تفسير كند و توضيح بدهد و تبيين كند.(البته) خيلى هايش ظاهر است وقابل فهم همگان است .خيلى هايش ،فهمش نياز به مراتب علمى بالاتر دارد . خيلى هايش فهمش نياز به اجتهاد و تفسير بعض آيات ديگر دارد ، خيلى هايش نياز به استفاده از ثقل دوم دارد(يعني) از سنتى كه از پيامبر اكرم صادر شده است و از رواياتى كه از آن بزرگوار يا معصومين صادر گشته اند ، خيلى هايش بطون است ، بطون البطون است ، اينها همه هست هم در روايت هم در خود آيات ، اشاره به آن شده است وما در اينجا مجال ورود نداريم .قرآن، كتاب ساخت انسانها و سير دادن انسان و حركت دادن انسان در تاريخ به سوى آن كمالات بلند است. در حقيقت آن حركتي كه بعد از بعثت پيامبر اكرم ايجاد شدو تمدن اسلامى شكل گرفت، على رغم مشكلات و كارهايى كه شياطين جن و انس كردند در مقابل بعثت و بعد از بعثت رسول اكرم(س)، در عين حال آنچه شكل گرفت در تاريخ، ناشي از اهميت و عظمت اين اين دو ثقل بود.

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...