شخصيت و نقش زینب کبری(س) در نهضت كربلا

شخصيت و نقش زینب کبری(س) در نهضت كربلا

شخصيت و نقش زینب کبری(س) در نهضت كربلا
بانویی که کاخ یزید را با کلام خود لرزاند
خادمحسين فاضلي
بانوي بزرگ كربلا با ايراد خطابه آتشين در اجتماع مردم و سخنان كوبندهاش در برابر ابن زياد، به خوبي توانست مسير قيام خونين كربلا را از دستبرد حكومت امويان حفظ كند و افكار كوفيان را براي گرفتن انتقام از به وجود آورندگان آن حادثه آماده سازد.سخنان حضرت زينب(عليها السلام) لرزه بر اندام ابن زياد و كوفيان افكند و بر مردم آن اثري عميق گذارد و خاندان اموي را رسوا ساخت. هنگام نماز ظهر در حالي كه مؤذّن اذان مي گفت، عبيداللّه دستور زندان كردن اهل بيت(عليهم السلام) را صادر كرد. خطابه حضرت زينب(عليها السلام) و نيز سخنان امام سجّاد(عليه السلام) و امّ كلثوم و فاطمه بنت الحسين در كوفه و دارالاماره و نيز اعتراضهاي عبداللّه بن عفيف ازدي و زيدبن ارقم به مردم كوفه جرئت بخشيد و زمينه قيام برضد حكومت ظلم را فراهم ساخت و همانگونه كه حضرت زينب(عليها السلام) در خطبه خود براي كوفيان سرنوشت بني اميّه را تباهي دنيا و آخرت وعده داده بود، به زودي صورت پذيرفت و در زماني كوتاه، قاتلان امام حسين(عليه السلام)از جمله عبيداللّه بن زياد به قتل رسيدند; چراكه عراقي ها پس از سخنان شورانگيز حضرت زينب(عليها السلام) سخت پشيمان شدند و در فكر چاره رفع ننگ كشتن خاندان پيامبر برآمدند و با جنب وجوش هاي تازه عليه امويان سرانجام بر دور مختار گرد آمدند.
كاروان حضرت زينب(عليها السلام) به سوي شام
پس از فاجعه كربلا، يزيد بن معاويه از شنيدن شهادت امام حسين(عليه السلام)و يارانش شادمان گرديد. او به عبيداللّه نامه نوشت كه قافله اسيران را با سرهاي شهدا به شام بفرستد. ابن زياد با رسيدن نامه يزيد، كاروان حضرت زينب(عليها السلام) را همراه سرهاي شهيدان به شام فرستاد. خاندان امام حسين(عليه السلام) به سوي شام روان شدند.
كاروان اسيران در شام
موقعيت حكومت يزيد هنگام ورود اسرا به شام بسيار محكم بود. شهري كه مردم آن سالها بغض خاندان علي(عليه السلام)را داشتند; چراكه سالها تبليغات دودمان ابوسفيان را شنيده بودند، از اينرو، ميتوان پيشبيني كرد كه مردم فريب خورده اين سرزمين چگونه از كاروان حسيني استقبال مي كردند. بنابراين، شگفت انگيز نيست كه «هنگام ورود اهل بيت پيامبر(عليهم السلام) در شام، مردم لباسهاي نو برتن كردند و شهر را زينت دادند و نوازندگان مشغول نواختن شدند و شادماني چنان مردم را فرا گرفته بود كه گويا شام يكپارچه غرق در سرور است.»ولي قافله اسيران در مدتي كوتاه، شرايط را به نفع خويش عوض كرد. خطابه هاي آتشين، كه به وسيله خواهر داغدار امام حسين و زين العابدين(عليهما السلام)در شام ايراد گرديدند و در آن جنايتهاي ننگين بني اميّه را آشكارا بيان كردند، از يكسو، دشمني شاميان نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) را به علاقه و محبت بدل نمود و از سوي ديگر، خشم عمومي را متوجه يزيد ساخت و يزيد مشاهده كرد كه كشتن امام حسين(عليه السلام) به جاي آنكه موقعيت او را بهتر كند، ضربه هاي كوبنده اي بر پايه هاي حكومتش وارد آورد.
حضرت زينب(عليها السلام) در كاخ يزيد
يزيد از قتل امام حسين(عليه السلام) و پيروزي خود سرمست بود. از اينرو، مجلسي بي سابقه ترتيب داد، اشراف و سران كشوري و لشكري شام در آن شركت نمودند و وي بر بالاي تخت زرنگار خود نشست و قدرت خويش را نمودار ساخت. «در اين هنگام، دستور داد سر مطهّر حسين(عليه السلام) را در برابر او حاضر سازند و زنان و فرزندان آن حضرت را وارد مجلس كنند.» در اينجا، آن ناپاكزاده، كينه هاي موروثي خويش را نسبت به خاندان علي(عليهم السلام)آشكار ساخت و گستاخي هاي بسيار كرد; اشعار كفرآميز خواند و درباره پيروزي خود، ياوه ها گفت و آيات قرآن را به نفع خود تأويل كرد.يزيد با چوبدستي، كه در دست داشت، نسبت به سر بريده فرزند پيامبر(صلي الله عليه وآله) اسائه ادب كرد و كينه شديدي را، كه او و خاندانش در باطن نسبت به پيامبر عاليقدر و اسلام در دل داشتند، علني ساخت و اشعاري را خواند كه مضمون آنها اين بود:كاش سران قبيله من، كه در بدر كشته شدند، مي بودند و مي ديدند كه طايفه خرزج چگونه از شمشيرهاي ما به ناله آمدند، تا از خوشحالي فرياد ميزدند: اي يزيد! دست تو شل مباد! ما بزرگان بني هاشم را كشتيم و آن را به حساب جنگ بدر گذاشتيم و اين پيروزي را در برابر آن شكست قرار داديم. هاشم با حكومت بازي كرد، وگرنه، نه خبري از آسمان داشت و نه وحي بر او نازل شد. من از نسل «خُندُف»نيستم اگر از فرزندان احمد انتقام نگيرم.يزيد كه نه ترتيب درستي داشت و نه از تدبير و دورانديشي برخوردار بود و نه ظاهر اسلام را رعايت ميكرد، اينچنين گستاخانه به امام حسين(عليه السلام) اهانت نمود.
فرياد حضرت زينب(عليها السلام) در برابر يزيد
سخنان كفرآميز يزيد، كه در آن معتقدات اسلام را انكار كرد و انتقام گرفتن از پيامبر را به ميان آورد و كشتن فرزندان پيامبر را در برابر شكست كفّار قريش در جنگ بدر قرار داد، با اينكه در مجلس اثري بسياربد بر افكار مجلسيان گذارد، ولي كمترين اعتراضي به وي صورت نگرفت.ناگهان زينب(عليها السلام) از گوشه مجلس با سخنان كفرآور يزيد به مقابله برخاست! ايشان در برابر ياوه گويي هاي وي، واكنش شديدي نشان داد و با منطق كوبنده خود، آن مرد فرومايه را رسوا نمود. او حقايقي را كه طي دهها سال به دست بني اميّه بر مردم شام مخفي گشته بود، نمايان كرد تا رسالت تبليغي و الهي خويش را عملي سازد. و با صداي رسا، خطبه اي آتشين ايراد كرد و فرمود:«اَلحَمدُلِلّه رَبِّ العَالَمِين وَ صَلّي اللّهُ عَلي رَسُولِهِ و آلِهِ اَجمَعِين، صَدَقَ اللهُ، كذلِكَ يَقُولُ: (ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَي أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون)84 اَظَنَنتَ يا يَزيدُ! حَيثُ اَخَذتَ عَلَينا أقطارَ الَارضِ و آفاقَ السَّماءِ فَأصبَحنَا نُساقُ كما تُساقُ الاساري، اِنَّ بنَا عَلَي اللِه هَواناً... حَسُبنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَكِيل»; حمد و ستايش خداي را كه پروردگار جهانيان است، و درود بر پيامبر و خاندان او باد! خداوند راست گفت، آنجا كه فرمود: سرانجام كار آنها كه بد عمل كردند به جايي رسيد كه آيات خداوند را دروغ شمردند و بدانها استهزا ميكردند.سپس فرمود:اي يزيد! آيا گمان كرده اي از اينكه ما را گرفتار ساختي و به صورت اسير در اين شهر و آن شهر گرداندي، اين كارها سبب بي مقداري ما و دليل قدرتمندي تو خواهد بود؟ و خداوند مدد كار توست؟! و با اين خيال، با غرور و نخوت، به اطراف خود مي نگري و امور دنيا را به كام خود مي بيني، در حالي كه حق شايستگان را به ناحق غصب كرده و دلباخته امور سطحي شده اي؟ و گمان داري كه قدرت و زندگي برايت خوشي هميشگي خواهد داشت؟! بر مركبي كه سوار شده اي آرامتر حركت كن! مگر فراموش كردي كه خداوند فرمود: «كافران نپندارند مهلتي كه به آنان داده شده به سودشان خواهد بود، بلكه به آنها فرصت مي دهيم تا بر گناه خويش بيفزايند و با رسوايي، به كام عذاب خواركننده وارد شوند!»اي فرزند آزاد شدگان! بنگر اين از عدالت است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاي دهي، ولي دختران پيامبر را در مقابل نا محرمان به اسارت درآوري و آنها را با دشمنانشان در شهرها بگرداني و پرده عصمت ايشان را پاره كني.و چگونه ميتوان به كسي چشم اميد داشت كه جدّهاش جگر مرد بزرگ را با دندان خود پاره كرد و خون او را مكيد و گوشتش از خون شهيدان روييده است؟!اي يزيد! اين جنايتهاي عظيم را انجام دادهاي، آنگاه بدون اينكه خود را گناهكار بداني يا جنايت خود را بزرگ بشماري، مي گويي: «اي كاش پدران من بودند و فرياد ميكردند: اي يزيد! دست تو شل مباد؟» آن وقت چوب خيزران بر لب و دندان سيد جوانان اهل بهشت ميكوبي؟چرا چنين نگويي و اينگونه سرمست و مغرور نباشي؟! آيا ميداني چه زخمهايي بر دل ما وارد ساختي؟ چه خونهاي مقدّسي را از نسل پيامبر ريختي؟ و چه ستارگاني را از آسمان فرزندان عبدالمطلّب خاموش كردي؟پروردگارا! داد ما را از دشمنان ما بگير، و خشم خود را شامل حال كساني بگردان كه خونهاي ما را ريختند و مردان ما را سر بريدند.اي يزيد! با اين جنايت عظيم، جز پوست و گوشت خود را پاره نكردي و به زودي بر پيغمبر(صلي الله عليه وآله) وارد ميشوي. بايد پاسخ خونهاي فرزندان او را بدهي و حرمتي را كه از اهل بيت(عليهم السلام)و پاره تن او شكسته اي پاسخگو باشي. «گمان مكن آنها كه در راه خدا كشته شدند مردهاند، بلكه آنها زنده اند و نزد پرودرگار خود، مرزوقند.»اي يزيد! براي توكافي است كه حاكم بر تو خدا باشد و خصم تو پيامبر با پشتيباني جبرئيل، آنگاه آنهايي كه تو را بر گردن مسلمانان سوار كردند، خواهند ديد كه ستمگران چه روزگار بدي دارند، و هر يك از شما جايگاهي بدتر از ديگري داريد.اي زاده معاويه! اگرچه روزگار مرا در شرايطي قرار داد كه با تو سخن بگويم، هرچند من تو را كوچكتر از آن ميدانم كه با او سخن بگويم; زيرا گناهان تو بزرگتر و توبيخ تو شديدتر از آن است كه آن را بر شمارم، اما چه كنم؟ چشم من از مرگ عزيزانم اشكبار، و دلها در فراق ايشان سوزان و بريان است.


عزاداري در شام
خطبه منطقي و آتشين حضرت زينب(عليها السلام) در مجلس يزيد، حاضران را سخت تحت تأثير قرار داد، به گونه اي كه يزيد از روي ناچاري نسبت به حضرت زينب(عليها السلام) و زين العابدين(عليه السلام) و بازمانگان اهلب يت(عليهم السلام)اندكي نرمش و انعطاف نشان داد. بدين دليل، از هرگونه واكنش سخت پرهيز نمود. يزيد از اطرافيان خود نظر خواست كه با اهل بيت(عليهم السلام) چه كند؟ هرچند بعضي از آنان از روي چاپلوسي گفتند: اينها را نيز به سرنوشت رفتگانشان مبتلا گردان، ولي نعمان بن بشير، كه در آن مجلس حضور داشت، به او گفت:اي يزيد! بنگر كه اگر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بود، با آنان چگونه رفتار ميكرد. تو نيز همان رفتار را با آنان انجام بده.در هر صورت، مرحله دوم نهضت حسيني توسط زينب كبري(عليها السلام) رهبري و هدايت شد. آن مخدّره آنچه را لازم و گفتني بود در خطبه كوفه و شام خود بيان داشت و با خطبه امام سجّاد(عليه السلام)، رسالت آنان كامل شد و فرزند معاويه چنان در تنگنا قرار گرفت كه در ظاهر، پشيمان شد و جنايت و قتل امام حسين(عليه السلام)را به گردن ابن زياد انداخت و او را در مجلس خود لعنت كرد و گفت: من به قتل حسين(عليه السلام) فرمان نداده بودم، ابن زياد اين كار را انجام داد.يزيد به خاطر حفظ موقعيت خود، با اسرا نرمش نشان داد و اجازه داد آنان چند روزي در شام عزاداري كنند. زنان آل ابوسفيان (در خرابه) به پيشواز اهل بيت(عليهم السلام)رفتند و دست و پاي دختران رسول خدا(صلي الله عليه وآله)را مي بوسيدند; گريه و زاري مي كردند و سه روز عزارداري بپا داشتند. هند، همسر يزيد، گريبان چاك زد و ناله و سوگواري نمود. سرانجام، اسيران آل محمّد(عليهم السلام) در پرتو مجاهدت حضرت زينب(عليها السلام) و امام سجّاد(عليه السلام) و امّكلثوم(عليها السلام) و رسوا شدن خاندان اموي با تكريم و احترام، به مدينه بازگشتند.آري، حضرت زينب(عليها السلام) و كاروان وي در مدت كوتاهي توانستند آنچنان افكار مردم را تكان دهند كه يزيد مجبور شد هنگام خارج شدن ايشان از شام نوعي رفتار كند كه مخالف رفتار او هنگام ورود اسيران بود.
جمع بندي و نتيجه گيري
حضرت زينب(عليها السلام) افزون بر ويژگيها و فضيلتهاي شخصيتي، كه از خاندان وحي ارث برده بود، در به ثمر رساندن نهضت عاشورا، نقش فوق العاده داشت. او پس از عاشورا، در كنار سرپرستي اسيران و حفظ جان امام سجّاد(عليه السلام) از خطرها، توانست انقلاب حسيني را با تحمّل زحمتهاي فراوان به پيروزي نهايي برساند و در انجام رسالت خويش، با صلابت و استواري ايستاد و نقش سنگين و رسالت خويش را به خوبي به پايان رساند تا آيين پيامبر(صلي الله عليه وآله) و انقلاب كربلا دستخوش تحريف نگردد.هنگام ورود اسيران به كوفه، نخست مردم با شادماني به استقبال اسيران آمدند، ولي حضرت زينب(عليها السلام) با سخنان آتشين خود، اوضاع را دگرگون ساخت و كوفيان غرق ماتم شدند. او با كلمات ملكوتي، هم كوفيان را متوجه جنايتشان نمود و هم ماهيت قيام را روشن ساخت. انتقام از قاتلان امام حسين(عليه السلام)، با قيام مختار، رهاورد بيدارگري حضرت زينب(عليها السلام) بود كه خشم مردم را بر ضد حكومت برانگيخت.همچنين حضرت زينب(عليها السلام) با نهيب خويش در كاخ عبيداللّه، وي را تحقير كرد و ماهيت انقلاب را نيز از دستبرد آن ناپاك حفظ نمود.

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...