ضرورت نگاه فقهي،حقوقي،فلسفي وفرهنگي در حقوق زن

ضرورت نگاه فقهي،حقوقي،فلسفي وفرهنگي در حقوق زن

بيانات آيت الله العظمي هاشمي شاهرودي (قدس سره)

ضرورت نگاه فقهي،حقوقي،فلسفي وفرهنگي در حقوق زن

واقعیت این است که مسأله حقوق زن با حقوق اصناف و اقشار دیگر جامعه فرق می‌کند، چرا که حقوق هر صنف از اصناف دیگر مربوط به همان صنف و قشر خاص است؛ ولی حقوق زن به کل جامعه مربوط می‌شود. جمعیت زنان، نصف کل جامعه را تشکیل می‌دهند و یکی از دو رکن اساسی حیات و زندگی انسان‌ها محسوب می‌شوند چه در بعد فردی و خانواده و چه در بعد اجتماع و جامعه. این‌گونه نیست که حقوق زنان مانند حقوق قشرها و اصناف دیگر، فی‌المثل حقوق وکلا، یا پزشکان یا مهندسان مورد توجه و بحث و بررسی قرار گیرد، بحث حقوق زن یکی از مسایل کل جامعه است و مورد احترام اسلام است ودرحقيقت کل جامعه فکری و فرهنگی ما باید وارد این مقوله شود، باید حوزه‌ها نیز وارد این کار شوند. بایستی نقطه‌نظرها و دیدگاه‌ها را در مورد مرد و زن مشخص کنند، قوانین و مسایل متناسب با حقوق هریک از این دو قشر را که دو رکن عظیم جامعه‌اند، مطالعه کنند. سهم زن و مرد در تکوین جامعه انسانی به اندازه هم است، هم از نظر فلسفی و هم براساس بینش اسلام و هم از نظر تکوین؛ سهم این دو قشر به یک اندازه است و هیچ‌کدام از این دو جنس نمی‌توانند بدون دیگری جامعه را تشکیل دهند، حتی نمی‌توانند زندگی را ادامه دهند. اگر با این دید به موضوع نگاه شود، قطعا اهمیت آن معلوم خواهد شد.

حوزه ها و حقوق زن و مرد

در حوزه‌ها به عللی از جمله دور بودن فقها از حکومت و مبسوط الید نبودن علما، بسیاری از مباحث مهم حقوقی و اجتماعی از جمله مباحث مربوط به حقوق زن و مرد – باید به حقوق مرد هم توجه شود – کمتر مورد توجه واقع شده است. در دانشگاه‌های ما نیز به علت‌های دیگر به این مباحث کمتر پرداخته شد. در حکومت اسلامی، این بحث‌های کلان مورد توجه و ابتلا و نیاز است، قبلا این‌طور نبوده و بحث‌ها بیشتر در حوزه مسایل فردی انجام می‌شد. پس از پیروزی انقلاب، این بحث‌ها به تدریج مطرح شد و بسیار لازم و ضروری است که در حوزه‌ها و محافل علمی و تحقیقاتی در این زمینه‌ها بحث شود. بانوانی که استعداد و آمادگی این بحث‌ها را دارند نیز بحث کنند و ادامه دهند، اما این کار را فقط وظیفه زنان قرار ندهند.

زن ومرد هردو مسوولند

این بحث‌ها باید در متن بحث‌های فقهی حوزه و دیگر مراکز علمی قرار داده شود، و در این خصوص هم مرد مسئول است و هم زن. من معتقدم در مورد مسایل زنان پیرایه‌هایی را می‌چسبانند که هیچ ربطی به اسلام و فقه ندارد و بسیاری از اشکالاتی که دشمنان در مورد حقوق زن متوجه اسلام می‌کنند، هیچ نشانه‌ای از آن اشکالات و اتهام‌ها در متون فقهی و اسلامی در رابطه با زن وجود ندارد؛ بسیاری از آن مربوط به عرف‌هایی است که متأسفانه در خیلی از جوامع دینی و مذهبی شکل گرفته و بعد فکر کرده‌اند که این یک حکم شرعی است. در بعضی از عرف‌ها ممکن است اختیاراتی به مردها در رابطه با زنان و به شوهرها نسبت به همسران، داده شده که به هیچ‌وجه ریشه فقهی ندارد، اما چون عرف و عادت شده؛ فکر می‌کنند، اسلام آن را مطرح کرده؛ درحالی‌که با اندک تحقیقی مشخص می‌شود که این موضوع به این شکل، ریشه در اسلام ندارد و این یک عرف است که به این صورت شکل گرفته است. ممکن است مصلحتی بوده که به تدریج شکل گرفته و این‌گونه موضوعات عرفی متأسفانه زیاد است و منشاء انتقادها و اشکال‌هایی به اسلام شده که باید این امور عرفی را از حقیقت اسلام جدا کرد. اگر در مورد حقوق زن بحثی وجود دارد باید در متون اسلام و آنچه که از اسلام و دین برگرفته شده مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، نه براساس ذوق و عرف متدینین خشک و مقدس‌مآب‌هایی که احتیاطات را زیاد می‌کنند. بسیاری از این احتیاطات نه منشاء فقهی دارد و نه منشاء شرعی و خیلی از آنها هم خلاف احتیاط و شرع است.

بحث مرجع و اساسي

بحث حقوق زن و مرد در اسلام بحث مرجع و اساسی است و از مسایل روز هم هست، اشکال‌هایی در مورد حقوق بشر و حقوق زن هم زیاد به اسلام وارد می‌شود، از این‌رو این بحث فی‌نفسه از مباحث کلان و اساسی است و خیلی مورد نیاز حکومت اسلامی است. من تصورم این است که میان مباحث حقوقی و مباحث فلسفی و فرهنگی مربوط به زنان، تقسیم‌بندی شود . در مورد مباحث حقوقی و فرهنگی مربوط به مرد و زن چند نکته به «نظر می‌رسد». فلذا بهتر است این مباحث از هم جدا شده و هریک جداگانه مورد مطالعه قرار گیرد.

مسایل فلسفی و فرهنگی زنان

مسایل فکری و فرهنگی زنان و مبانی فلسفی و اجتماعی آن از دیدگاه اسلام از قبیل جایگاه زن و مرد در اسلام، تعریف انسان چه مرد چه زن، نیازهای تکوینی این دو به یکدیگر و...بايد مورد بررسي قرار بگيرد. این‌گونه مباحث، کمتر جنبه فقهی و حقوقی دارد، ولی ممکن است ریشه‌ها و مبانی حقوقی بعدی را مشخص کند. نقش زن و مرد از نظر تکوین و سهمی که هریک براساس خصلت‌ها و امتیازات تکوینی و فیزیولوژی و روانی خود در تشکیل خانواده و جامعه دارند، از مباحث مهم این بخش است. زن و مرد مکمل یکدیگرند، خدا به گونه‌ای این دو را خلق کرده که مثبت و منفی هم هستند، هیچ‌کدام بدون دیگری قادر به بقا نیست.اينكه آیا جایگاه معنوی و میزان اقتدار و شرافت و انسانیت هریک از زن و مرد در اسلام متفاوت است و آیا اسلام میان این دو تمیزی قایل شده یا نه؟ اینها بحث‌های فلسفی و دارای بار ارزشی است که متأسفانه مغفول‌عنه قرار گرفته است. این مباحث باید از فرهنگ عمومی اسلام بیرون کشیده شود، و از منظرهای مختلف به آن نگاه شود چه در بعد شخص، چه در بعد خانواده، چه در بعد جامعه، چه در بعد تاریخ. بحث‌های تاریخی مهم وارزنده‌ای در مورد نقش زن و مرد در تاریخ و در ظهور و سقوط تمدن‌ها وجود دارد. در اثر دست ندیدن جایگاه زن و جایگاه مرد، چگونه تمدن‌های زیادی سقوط کرده‌اند، در تمدن‌هایی، زن اوج گرفته و معبود شده است، در تاریخ، تمدن‌هایی دیده می‌شود که مجسمه خدایشان مجسمه یک زن است، یعنی زن، معبود آنهاست، الهه آنها زن است، مخصوصا در یونان قدیم آن‌قدر به مقام زن ارزش داده‌اند که وقتی خدای خود را می‌خواستند بتراشند به شکل زن می‌تراشیدند و عبادت می‌کردند. در تمدن‌های دیگری برعکس، زنان را خوار و پست و بی مقدار می‌پنداشتند. دراین‌باره، بحث‌های تاریخی زیادی هست. در کتاب حجاب عبدالاعبد موودودی، دانشمند پاکستانی، بحث‌های تاریخی ارزنده‌ای در این زمینه آورده شده است. این یک بحث اساسی است، بحث زن یک بحث قضایی نیست؛ حقوق سیاسی، حقوق قضایی، حقوق عمومی و حقوق فرهنگی دارد. بحث حقوق زن، تنها محدود به قوه قضاییه و ازدواج و طلاق و دادگاه مدنی نیست، این هم یک بخش است.

 

 

حقوق زن دامنگیر کل زندگی انسان

بحث حقوق زن دامنگیر کل زندگی انسان است.بر فرض که در دادگاه، حقی به زن داده شود، این مشکلی را حل نمی‌کند؛ مشکلات اصلی در ریشه‌های فکری و فرهنگی جامعه است. این‌که بیاییم و با بررسی‌های دقیق و محققانه بگوییم که این حق زن است و یا حق مرد است، مشکلات زنان و جوانان، دختران و پسران را حل نمی‌کند. پس بحث منزلت و حقوق زن را باید از اصل مبانی بینش فلسفی و مفهومی اسلام نسبت به زن و مرد و جایگاهی که برای زن و مرد قائل است، شروع کرد. این بحث اگر خوب تحقیق شود و ابعاد مختلف آن نظریه‌پردازی شده و از مبانی مکتب اسلام استخراج شود، کار پر دامنه و سنگین و عمیقی است. اینها بحث‌های کلانی است که در حوزه‌ها یا روی آنها کم کار شده یا اصلا کار نشده است. شما دیدید که قبل از انقلاب، وقتی شهید مطهری کتاب حجاب را نوشت که کتاب خیلی خوبی است، سروصدا و قیل‌وقال بپا شد، بعضی‌ها نقدهای شدیدی نسبت به آن نوشتند. من در نجف که بودم، این کتاب را گرفتم و خواندم، خیلی کتاب خوبی بود، تعجب کردم که چرا برخی به این کتاب، این‌قدر اشکال گرفتند. بحث‌های خوبی در آن نوشته شده که این بحث‌ها قبلا یا اصلا نبوده، یا کم بوده است. شرایط ازدواج، ولایت زن بر پدر و شوهر و پسر و دختر و دیگر بحث‌هایی که مطرح شده، با در نظر گرفتن جنبه‌های گوناگون بوده نه صرفا بیان دیدگاه‌های خشک فقهی. من کتاب موودودی را هم خوانده بودم، دیدم که او هم برخی از این مباحث را مورد تعرض قرار نداده و این از ابتکارات شهید مطهری و از قدرت فکر شیعه بوده است.دامنه این بحث‌ها عریض و طویل است و هر کسی برای این بحث‌ها آمادگی ندارد. حتی برخی از علما و فضلا هم دقیقا در این مباحث کار نکرده‌اند. باید در این مباحث کار شود و این مستلزم اشراف بر مبانی اسلامی و بر مسایل روز است، باید این مسایل با هم تطبیق داده شود تا اشتباه نشود. متأسفانه برخی افراد مباحثی را که روی آن کار نشده به اسلام می‌چسبانند. خلاصه در تحقیق این مسایل باید، اصالت اسلامی حفظ شود و آنچه که گفته می‌شود در رابطه با این مفاهیم و نظریه‌پردازی این مفاهیم باید مستند باشد و براساس مبانی درست استنباط، از اسلام ناب استخراج شود. متأسفانه در این بحث ها اشتباهاتی هم از بعضی از اهل فضل سر می‌زند که در این مباحث اهل فضل نیستند، چون اگر بودند این‌گونه بحث نمی‌کردند.

 

 

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...