فاطمه زهرا علیها السلام با یک بحران به نام سقیفه مواجه شد.

فاطمه زهرا علیها السلام با یک بحران به نام سقیفه مواجه شد.

سیاست حضرت زهرا علیها السلام
حجت الاسلام و المسلمين دكتر رفيعي
فاطمه زهرا علیها السلام با یک بحران به نام سقیفه مواجه شد . افرادی جمع شدند و خواستند غدیر را انکار کنند . حضرت در مقابل آن ها چه کرد ؟ میتوانست گوشیه خانه بنشیند و گریه کند ، اما بلند شد و رفت و در هر چند کیلومتری فتنه را افشا می کرد و فریاد بر می آورد .«محمود بن لبید» می گویید : من روزی رفتم قبرستان بقیع ، دیدم صدای گریه می آید . خانومی با چهار بچه نشسته و دارد اشک می ریزد . جلو رفتم ، متوجه شدم فاطمه است . عرض کردم ، دختر رسول خدا ! این گریه شما مارا آزار می دهد و برای ما سخت است چرا گریه می کنید ؟ (این قصه را مرحوم شیخ عباس در بیت و الاحزان آورده است .) حضرت فرمود : پسر لبید ! دو مصیبت ، دارد مرا از پا در می آورد ، یکی فقدان پدرم رسول خدا ست. هر کسی بمیرد ، پس از چند وقت مصیبت کاهش می یابد ، ولی از روزی که پدرم رسول خدا از دنیا رفت ، روز به روز داغش برای من بیشتر می شود . « اذا مات یوما میت قل ذکره وذکر ابی مذ مات و الله اکثر » به قول یکی از مراجعی در گذشته که می فرمود : نمیدانم چه شده ! هر وقت روضه حضرت زهرا علیه السلام خوانده می شود تازه است . مثل اینکه جریان مصیبت دیروز بوده است . امام (ره ) از شهادتش چند سال می گذرد ، هنوز که هنوز است حرارتش خاموش نمی شود . آری ! محمود بن لیبد ! پدرم از روزی که از دنیا رفت ، هروز که می گذرد ، داغش شدید تر می شود . دیگر مصیبت ظلم های است که به امیر مومنان می شود . محمود بن لبید می گوید : گفتم ، گفتم دختر رسول خدا ! چرا پدر بزرگوارت قضیه ولایت امیر المومنین را تمام و محکم نکرد تا خیال مردم راحت شود ؟ وجود مقدس زهرای مرضیه فرمود: ( یا بن لبید و اعجباه انسیتم یوم غدیر خم ) پسر لبید ! این چه حرفی است ، بابای من مگر دز غدیر نفرمود . مگر از جریان سقیفه تا غدیر چند روز فاصله است ( هفتاد هشتاد روز بیشتر نگذشته است ) مگر پدرم برای کسی عذر گذاشت ؟ محمود بن لبید ( به تعبیر بنده ) می گوید : زبان درازی کردم و گفتم : ای دختر رسول خدا ! درست است که پیغمبر فرمود ، اما شاید مردم یادشان رفته باشد ! چرا امیر المومنین خودش بلند نمی شود و بیاید و از حقه خودش دفاع کند و به مردم بگوید من امام هستم و اینها غصب کرده اند ؟ فاطمه علیه السلام فرمود : پسر لبید ( مثل الامام مثل کعبه ) امام مثل کعبه است . مردم می روند سراغ کعبه ، کعبه که سراغ مردم نمی رود ، یعنی مردم باید سراغ امام بروند . امام مشروعیتش با خداست ، ولی مقلوبیتش با مردم است .

وصیت سیاسی حضرت زهرا علیها سلام
اینکه در وصیت نامه سفارش شده است خاکسپاری اش در شب انجام گیرد ، یک ترفند سیاسی است . اگر امیر المومنین فرمدند خاکسپاری اش در شب انجام گیرد ، از ترس خوارج بود ؛ چون خوارج خیلی خبیث بودند ، و ممکن بود محل قبر مولا را پیدا کنند و جنازه را بیرون بیاورند . حتی تهدید کرده بودند که بدن حضرت را آتش می زنیم . اما در مورد حضرت زهرا این تهدید وجود نداشت ، واقعا" عده ای در مدینه آمده بودند تا در تشیییع جنازه شرکت کنند . بالاخره خیلی از رحلت پیغمبر نگذشته و مردم یادشان نرفته که رسول خدا نسبت به فاطمه چه کلماتی را فرموده بودند ، لذا خطر این نبود که جنازه حضرت زهرا مورد جسارت قرار بگیرد ؛ اما با این وجود فرمودند ، مبادا افراد ویژه ای بر بدنم نماز بخوانند . در شب به صورت مخفی مرا غسل ، کفن و دفن نمائید . این خود یک وصیت سیاسی است و در آن بیزاری و انزجار از کسانی که حادثه غدیر را به بوته فراموشی سپردند تصریح شده است .
الگو پذیری از فاطمه زهرا علیها سلام
برادران و خواهران ، جوان ها و نو جوان های عزیز ، زندگی حضرت زهرا علیها سلام در جنبه های مختلف برای ما یک الگو است . به عنوان مادر در تربیت اولاد ، به عنوان یک همسر در وفاداری اش ، به عنوان یک دختر در علاقه مندی به پدر ، به عنوان یک زن خانه دار که با فقر این خانه را می چرخاند ، برای همه اقشار اجتماعی ما یک الگو است . برای بندگان متجهد خدا به عنوان یک عبادت کننده خالص خدا الگو است که با همه مشکلات ، گاهی شب تا صبح به نماز می ایستاد و پاهایش ورم می کرد ، از آن طرف هم به عنوان یک مدیر برای همه سیاست مداران می تواند الگو باشد . در خانه ننشست تا بگوید ، من زن هستم ، کاری از من بر نمی آید . وقتی از بین در و دیوار برخاست ، گفت : علی کجاست ؟ مسجد آمد سخن گفت ، زن ها آمدند عیادتش سخن گفت ، ام سلمه آمد سخن گفت ، عایشه همسر پیغمبر آمد عیادتش اعتراض کرد و در افشا کردن فتنه کوتاهی نکرد .رفتار حضرت زهرا نشان می دهد که انسان بایستی مشی سیاسی داشته باشد . مشی سیاسی هم با مشی عبادی هیچ منافاتی ندارد . به این دلیل است که امام ( ره ) در تحریر الوسیله می فرماید : این هایی که می گویند دین بدون سیاست نه دین را می شناسند و نه سیاست را . چون دین حدود دارد ، تجارت دارد ، قضاوت دارد ، امامت دارد ، برائت دارد ، نفی سلطه کافر دارد ، همه اینها می شود سیاست . لذا مشی سیاسی حضرت زهرا را این دو ، سه ماه پیش گرفته است ببینید . تلاش و راه های مختلف ، احتجاج ، سخنرانی ، گریه ، توبیخ ، وصیت سیاسی ، بی اعتنائی ، راه ندادن به خانه و همه ، حکایت از هوش سرشار و معرفت سیاسی ایشان دارد . با شیوه های مختلف به مسلمانان و شیعیان تفهیم کرد که من مدافع امیر المومنین و مدافع ولایت و اسلام هستم ، شما نیز این گونه باشید

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...