گزارشی از نشست بررسی سیره عملی امام سجاد(علیه السلام)

گزارشی از نشست بررسی سیره عملی امام سجاد(علیه السلام)

حجت الاسلام و المسلمین دکتر بیاتی رئیس دانشگاه عدالت اولین سخنران این نشست بود. او در ابتدای سخنان خود گفت: موضوع نشست ما چنانکه مستحضرید تحلیلی بر سیره عملی امام سجاد علیه السلام است. در این امر ما در حقیقت وامدار مکتب شهید بزرگوار، شهید صدر رضوان الله علیه هستیم. شهید صدر در تبیین ماهیت انسان نقدی دارد بر دیدگاه مشهور اهل معقول و فلاسفه، که انسان را به حیوان ناطق تعبیر می کنند و وجه فاضل انسان از موجودات دیگر را قدرت عاقله و نطق انسان می دانند از دیدگاه ایشان این تعریف، تعریف ناتمامی است زیرا در اقسام دیگری از کائنات و موجودات نیز، ما مرتبه ایی از قدرت استدلال و تعقل را شاهدیم. او ادامه داد: استدلال و تعقل برخلاف آنچه که مشهوراهل منطق و فلسفه است اختصاص به انسان ندارد. به تعبیر این بزرگوار شما می بینید که زنبور عسل، مورچه و دیگر حیوانات به اندازه خودشان آنقدر قدرت برای فکر کردن دارند که خانه بسازند، کندو بسازند و ذخیره ای داشته باشند این کارها آثار قدرت فکر است و آثار عقل است. آثار اندیشیدن است. یا به تعبیر بعضی از بزرگان قرآن در نقل داستان حضرت سلیمان، نمل، استدلال می کند و صغری و کبری منطقی چیده است.

 قرآن هم کتابی ادبی و دارای اغراق و نوعی قصه تعریف کردن نیست. کتاب هدایت است. بنابراین فصل تمایز انسان از موجودات دیگر به تعبیر سید شهید رضوان الله عالی علیه صرفا قدرت تعقل و تفکر نیست، بلکه آن چیزی که انسان را از موجودات دیگر جدا می کند ترکیب عقل و عاطفه یا عقل و احساس است که در انسان این ترکیب وجود دارد و این در واقع یک نوع فصل مرکب است که انسان را از بقیه موجودات جدا کرده است. وی افزود: موجودات دیگر هم احساس و عاطفه دارند، حیوانات هم بچه هایشان را دوست دارند؛ اما ترکیب عقل و عاطقه  به این شکلی که در انسان است، این است که انسان را از سایر موجودات جدا کرده است. انسان بیشتر از اینکه عقلی باشد حسی است.

این ویژگی تک تک ابناء بشر است و راز ماندگاری انبیا نسبت به فلاسفه همین است. فلاسفه در طول تاریخ حرفهای مهمی زده اند و میخ های تفکر بشری را به اصطلاح در زمین کوفته اند. آیا شما سراغ دارید از میان کسانی که عشق می ورزند به فلاسفه بزرگ ،که مثلا روز نکوداشت ارسطو یا ابن سینا یاسهروردی و امثال اینها دور هم جمع بشوند. روز فوت اینها دور هم گریه کنند و مراسمی بگیرند؟

نه! هیچ پیوند روحی و عاطفی و احساسی، فلاسفه نمی توانند با مخاطبین خودشان بر قرار کنند. اگرچه عقلها را باور می کنند و پرورش می دهند ولی انچه که سبب می شود اینها « بشر نتوانند با آنها ارتباط برقار کنند و آنها نتوانند هدایتگر نوع بشر باشند، این است که انبیأ الهی و اولیاد خصوصا ائمه علهیم السلام دلها را تسخیر می کنند.

بیاتی ادامه دادانسان موجود حسای است. شما باید در مقابل موجود حسی یک الگوی حسی و معجزه یا به تعبیر قرآن یک اسوه قرار بدهید. مشرکین و کفار به پیامبر اعتراض می کردند که اگر خداوند قرار بود پیامبری بفرستد چرا از ملائکه نفرستاد؟ تو هم مثل ما هستی؟ تو هم ادم هستی، بشر هستی، خدای متعال آنجا میفرماید به آنها بگو اگر قرار بود ملائکه، خداوند رسولی به سوی شما ارسال می کرد که شبیه اسنان در می آورد و به سوی شما گسیل می کرد. یعنی اینکه این کافی نست که انسان فقط حرف بشنود و استدلال در گوشش برود و یا صغری و کبری هدایت بشود، نمیشود، انسان باید الگو ببیند، الگوی عینی و عملی در مقابلش باشد تا بتواند مسیر هدایت را طی کند. رئیس دانشگاه عدالت در ادامه اضافه کرد: اینکه اینقدر در مواضع مختلف از فقه تاکید شده به تأسی و در نهاد سنت هم البته مصادیقی دارد. یعضی وقته بعض یاز ظطاهر بینان می گویند این چیست که در فقه گفته شده که مستحب است حاکم مسلمین وقتی به جهاد میرود لشکر رابه سه قسمت تقسیم کند. سمت چپ و راست و وسط. فقها گفتند تأسی، چون پیامبر اینگونه تقسیم می کردند بعضی ها اینجا انتقاد می کنند که این ظاهر بینی است. این چیزها که امور عادی است و در آن تاسی معنا ندارد. دکتر بیاتی افزود: بنابراین اهمینت طالعه در سیره عملی از اینجا آشکار می شود که هدایت به جز با اقتدار به قوه صادقه و شود، تحقق پیدا نمیکند. او با اشاره به بیانات آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی افزود: من خاطرم است که حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی تأکید می فرمودند: ما باید رویکر مان را در مطالعات تاریخ اسلام تغییر بدهیم و از اینکه صرفاً تاریخ اسلام می تواند بیان سلسله وار حوادثی را تحلیل کنیم و به دنبال چرایی حوادث باشیم با محوریت معصومین علیهم السلام یعنی تاریخ اسلام و تاریخ نگاری ما باید امام محور و معصوم محور باشد.

رئیس دانشگاه عدالت با تقدیر از سید محمدباقر هاشمی شاهرودی مؤلف کتاب سر مکنون (حاوی بررسی سیره اما سجاد علیه السلام) گفت: آقای شاهرودی اقدام مهم را در تبیین سیره علمی امام سجاد انجام داده اند و امیدوارم در آینده سیره سایر معصومین علیه السلام را نیز تبیین و تفسیر نمایند.

 

 

اخلاق، دعا و اتصال به خدا

حجت الاسلام و المسلمی گلی دومین سخنران این نشست بود که به ایران سخن پرداخت. او در ابتدای سخنان خود اظهار داشت: در زندگی امام سجاد چیزی که تجلی می کند و متبلور از رفتار و گفتار ایشان است .اخلاق، دعا و اتصال به خدا و به سوی خدا توجه کردن، به گونه ای که جامعه را بتوان بر اساس این زیر ساخت هدایت کرده، است. وی افزود: در بدو توجه، خیال می کنیم که دعا کار کردش شخصی و فردی است. درحالیکه در منشا امام سجاد و حرکت ایشان و مدیریت جامعه ای که او بر عهده گرفته بود در عصر و زمان خودش، دعا، تجلی دیگری دارد چطور شده است در زندگی امام سجاد ارتباط با خدا و پیوند با خدا خیلی پر رنگ شده است. شما صحیفه سجادیه را در کلمات امام سجاد می بینید. اگر بخواهید امام سجاد را به عنوان یک امام جامعه شناس که همه چالش های اجتماعی زمان را مدیریت کرده است و شناسایی نموده است معرفی کنید. تصور بنده این است که صحیفه کتاب جامعی است.حجت الاسلام والمسلمین گلی گفت: امام سجاد بعد از عصر بسیار خطرناکی و خفقانی که جامعه آن زمان به آن مبتلا بود، بایستی جامعه را به یک مسیر صحیح هدایت کند.

او ادامه داد: حقیقت کار اما معصم این  است که تفکرات و باروها را به گونه ای تسخیر کند تا اصلاح باورها در تامین سلامت جامعه و بهداشت جامعه تاثیر گذار باشد. لذا امام نمی تواند امام باشد مگر این که بتواند چالش ها و آسیب های جامعه را شناسایی کند و مواد لازم را برای از بین بردن کل محدوده اقدامات دشمن تزریق کند و فکرها را تغییر دهد. او اظهار داشت به عقیده ما جامه و محیط از چند عنصر اصلی تشکیل میشود که این چند عنصر می تواند در تشکیل یک جامعه بیمار یا سالم تاثیر گذزا رباشد. اول افراد جامعه، دیگری فضای جامعه و باورهای موجود، امام سجاد در تشخیص محیطی که صاحب چالش شد با ملاحظه ظرفیت ها و شناسایی آنها، به طور دقیق آمده است، آفت و آسیب را کاملا شناساسیی کرده است و آن آسیب این بوده که جامعه بعد از پیغمبر در یک سراشیبی سنگینی انحراف قرار گرفت و نتوانسته اند خدا و مدیریت خدا را در زندگی تعریف کنند. یعنی به طور کلی پیکره جامعه از یک حقیقتی که همه حقایق به آن معنا خواهد شد منقطع گردید. لذا وقتی مدیریت فکری مردم به شکل دقیق شناسایی شد. امام سجاد علیه السلام با یک اقدام بسیار ماهرانه با کلمات گوناگون و با ادبیات دقیق، زندگی مردم را با نگاه به خدا تعرف کرد .

استاد حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود گفت: امام در اوایل حرکت خودش روش صحیح زندگی و جامعه سالم را تبیین کرد. اما آرام آرام توانست مشکلات جامعه بیمار را نشان بدهد و راه حل آنار عملی نماید و اینطریق عملکرد امام علیه السلام حاکی از اسوه بودن این شخصیت بزرگ است. او در پایان اضافه کرد: دایره مدیریت امام سجاد برای تنظیم یک نظام موفق دینی بر مدار تبیین دعا و نقش دعا در زندگی ما کلا قابل تحسین است و این حرکت، یک حرکت کاملا سنجیده و حساب شده بود.

 

 

امام سجاد و سر مکنون

سید محمد باقر هاشمی شاهرودی مولف کتاب سر مکنون دیگر سخنران این نشست بود. او گفت سخن ما درباره تحلیل سیره عملی امام سجاد است. لذا می خواهیم تحلیل کنیم. او افزود: ما باید در تمام زندگیمان تابع کلمات، رفتار، حرکات و بیانات معصومین باشیم و عمل و سخنانمان باید مستند به حرف و عمل اهل بیت علیهم السلام باشد. وی اضافه کرد: اگر چه طرق الی الله متعدند اما صراط حمید یک صراط است. او در ادامه گفت: ضروری است که ما در تمام زندگی مان تابع کلمات، رفتار، حرکات و بیانات معصومین باشیم چون اینان اسوه حسنه اند و هرکاری که می خواهیم انجام بدهیم باید مستند به سخنان اهل بیت یا عملکرد آنان باشد. وی افزود: برای اینکه ما بتوانیم زندگی امام سجاد را تحلیل کنیم باید ابتدا بفهیم که بر ایشان چه گذشته است. مثلا در کربلا سن امام مشخص نبود. در حالی که امام کلا 23 سالشان بود. یا حضرت علی اکبر 27 سالشان بود حال چرا امام سجاد را بعضی ها تخمین زدند 14 سالشان بوده است؟ چرا اباعبدالله الحسین میفرمایند خدا هر پسری به من بدهد اسم او را علی میگذارم؟

یعنی بقیه اهل بیت امیرالمومنین را دوست نداشند که اسم بچه هایشان را علی نگذاشته اند؟ فقط امام حسین دوست داشتند؟ چرا اهل بیت از امام سجاد کم می گفتند. ولی از حضرت علی اکبر زیاد مطلب بود؟ برخی می گفتند علی اکبر ممکن بود امام بعدی باشد، درحالی که اینگونه نیست از ابتدا علی بن حسین، امام سجاد بوده است و امام چهارم امام سجاد بوده است.

هاشمی شاهرودی ادامه داد: چرا در کربلا حضرت علی اکبر را اربا اربا کردند؟ می گویند شاید چون نام علی علیه السلام را داشت و به خاطر بغض امیرالمومنین این کار را کردند. اما یک دلیل هم این بود که می خواستند ریشه امامت را از جا بکنند و فکر میکردند امام بعدی حضرت علی اکبر است. مؤلف کتاب سر مکنون در ادامه گفت: ما از همه حرکات اهل بیت باید درس باید بگیریم و برای اینکه بتوانیم به سوالات و ابهامات پیرامون اهل بیت پاسخ دهیم. باید شرایط زمان امام علیه السلام را درک کنیم.

هاشمی شاهرودی در تحلیل شخصیت امام چهارم اظهار داشت، بعضی ها می گویند: امام گوشه نشین شدند و فقط روبه دعا آوردند. درصورتی که سخت ترین زمان اهل بیت زمان امام سجاد علیه السلام بوده است، جو خفقان حاکم بود. حادثه کربلا راه افتاده بود و خیلی ها شیهد شده بودند وضعیت اقتصادی و اجتماعی اهل البیت در نازلترین وضعیت بود. فشارهای بنی امیه بسیار زیاد بود اجازه ارتباط با بزرگان داده نمی شد و در این شرایط امام علیه السلام حرکتش را مخفیانه رهبری می کرد. او اضافه کرد حضرت زینب سلام الله علیها چند ماه بعد از اینکه از اسارت برگشتند، تبعید شدند و امام تنها شد. بزرگان بنی هاشم هم کشته شده بوند و جامعه به یک سمتی می رفت که نظام مردم، به هم ریخته بود.

مؤلف کتاب سر مکنون در توضیح نگاه خود در این کتاب اظهار داشت: نگاهی که در این کتاب لحاظ شده است. این است که امام روی می آورند به سمت دعا، اما در قالب دعا چه کار میکنند؟ ارتباط با خدا! از سوی دیگر تمام نظام های اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی را تبیین می کند. اینها همه برای ما به عنوان الگو و اسوه باید مورد توجه باشد. وی در توضیح عملکرد امام سجاد گفت: امام نمی آید پول رامستقیم به دست مردم بدهد، امام برای مردم خانه می سازد. شهرک سازی می کند و این برای امروز ما به مثابه درس است.

هاشمی شاهرودی اضافه کرد: امام از کجا شورع می کند؟ حرکتش را از گزینش غلامان آغاز می کند. در روایات آمده است که امام چیزی حدود هزار نفر از غلامان را خرید و تربیت کرد و آزاد  کرد، البته معیار امام این بود که هر غلامی را انتخاب نمی کرد، هر غلامی راانتخاب نمی کرد هر غلامی را نمی خرید، غلامی که فراست و هوش و ذکاوت داشت، بنیه ای داشت، اینها را انتخاب می کرد، الان ما گزینش هایمان به چه شکل است، ان شا الله که خوب باشد، نکته اساسی این است که اما نحوه عملکرد را به ما یاد می دهد.

 

صحیفه کتابی برای انسان سازی و تمدن سازی

حجت الاسلام والمسلمین ضیایی استاد حوزه و دانشگاه سومین سخنران این نشست بود که به ایران سخن پرداخت. او در ابتدای سخنان خود گفت: اگر محاسن و زیبایی هایی که در سیره معصومین است روشن و تبیین بشود و ترویج گردد. اینها خیلی می توانند راهگشا باشند. لذا باید به دنبال این محاسن و زیبایی ها بود و سبک زندگی را باید دنبال کرد این زیبایی ها و محاسن در آن وجود داشته باشد. او اضافه کرد: خطز تمایز اهل بیت و غیر اهل بیت این است که دیگران در تنوعات به سر می برند اما اهل بیت در تحرک اند و انسانها را به حرکت وا می دارند. بزرگان میگویند که تنوع این است که روی یک پله پند جور بایستید، تحرک این است که این گامها و این پله ها را یکی پس از دیگری طی کنیم  و سیر کنیم و صعود کنیم و بالا برویم.

او اظهار داشت: باید توجه داشت که طبق آیات قرآن رنگی زیباتر از رنگ خدا نیست، ربط این مسئله به امام سجاد این است که امام در محراب عبادت ایستاد، زین العابدین علیه السلام در ادعیه، سیره، جهاد، در اشک و روضه خواندنش رنگ زیای خدا را نشان داد. او در بیان مقام امام چهارم گفت: امام سجاد بین عابدین، زین العابدین خطاب شد، لذا وقتی به سیره امام می پردازیم باید به این نکته خیلی توجه داشته باشیم.

حجت الاسلام ضیایی با اشاره به محتوای کتاب سر مکنون گفت: وقتی من این کتاب را تورق کردم متوجه شدم که سوالات جدی در آن طرح شده است و جا دارد به این سوالات توجه جدی شود. او در پایان تاکید کرد: صحیفه سجادیه انسان ساز، تمدن ساز و جامعه ساز است.

 

 

 

متن مقدس و تحلیلی رواشنشناختی انسان

نصرت الله تابش مدیر مسول و سردبیر ماهنامه فیلم نگار به عنوان دیگر سخنران این جلسه به ایراد سخن پرداخت و گفت: یکی از موضوعاتی که می خواهم به ان اشاره کنم بحث مسئله نسبت اسلام و هنر است عطوف به روایت و حتی بخشی از صحیفه سجادیه، یک بخشی از عرایضم هم معطوف است به این مسئله که آیا متون مقدس ما ظرفیت تحلیلی روانشناختی انسان را دارد یا نه، چون واقعیات این است که روانشناسی موجود مبتنی بر روش تجربی است، در حالیکه متون مقدس ما تجربه پذیر به ایم معنا نیستند  یعنی آنها حق مطلق اند و تجربه اگر بخواهد انها را مورد سنجش قرار بدهد، عناصر متفاوتی از معیارهایی که لازم است که به وسیله ان حقیقت کشف بشود در اختیار روش تجربی وجود ندارد.

تابش در اداممه گفت: عده ای هم قائلند که اسلام چیزی به نام روانشناسی ندارد و این هم البته ادعای بسیار بزرگی است، چون کسی که این حرف را میزند غیر از اینکه باید به علم روانشناسی مسلط باشد قائدتا باید یک نگاه جامه و تسلطی جامع بر تمامی متون مقدس داشته باشد، کسی که بر متون مقدس تسلط ندارد نمی تواند بگوید که متن مقدس چیزی را دارد یا فاقد آن است.

سردبیر ماهنامه فیلم نگار اضافه کرد: یک بخشی از این بحث هم به کلام دینی مربوط می شود. پس ما شاهد مثلثی هستیم کاز کلام دینی از علم ورانشنانس و مسئله هنر، که اینها در یک جایی به هم پیوند می خورند. او درادامه اظهار داشت: اگر ما انسان را ترکیبی از معرفت، احساس و عمل بدانیم، اگر چنین فرضی داشته باشیم، قاعدتاً تا دین باشد بتواند پاسخ گوی پرسشهای ذهنی، پاسخگوی گرایش های عاطفی و زمینه ساز توانایی های عملی بشر باشد یعنی ما زمانی می توانیم از جامعیت دین دفاع بکنیم که دین از طرق صرفاً متن مقدسش و نه با وام گیری از علم و فلسفه و عرفان غیر اسلامی و حتی علم و فلسفه و عرفان مسلمین، صرفاً مبتنی بر متون دست اول، مثل قرآن و روایات و نهج البلاغه و صحیفه، بتواند به پرسشهای عرصه های مختلف علوم جواب بدهد.

تابش افزود: یعنی مثلا اگر ما پرسش های روانشناختی داشته باشیم. باید بتوانیم از طریق دین به آنها جواب بدهیم. یعنی باید به پرسش هایی که در عرصه های مخلتف وجود دارد. این پرسش ها را به متن مقدس ارجاع دهیم و پاسخش را از متن قدس بگیریم، پس بنابراین متون مقدس ما هم باید بتواند ذهنیت ما را به گونه ای تربیت کنند که در مقابل شبهات بایستد، نه فقط منفعل باشد در مقابل شبهات، نه اینکه ما بنشینیم شبهات طرح بشود و ما به آنها پاسخ بدهیم از طریق متن مقدس، بلکه کلام دینی ما آنچنان باید مسلط باشد که پرسش های مقدری که در آینده ممکن است پیش بیاید را نیز پیش بینی کند و یک کلام مهاجمی را طراحی بکند که بتواند برای آینده پاسخ داشته باشد.

 پژوهشگر حوزه سینمای دینی افزود: پرسش مهمی که در روانشناسی اجتماعی، در کلام جدید و در هنر مطرح است این است که چه حلقه رابط و واسطی وجود دارد بین معرفت و عمل؟ آیا صرف انتقال آگاهی به ذهنیت انسان می تواند به مرحله عملی هم برساند انسان را؟ پس بنابراین باید یک حلقه رابطی وجد داشته باشد بین معرفت و عمل و این پرسشی است که در کلام جدید وجود دارد و روشنفکران دینی ما که از یکی از نویسندگان متاثرند، قائل اند به این که بین ایدئولوژی و جهان بینی رابطه وجود ندارد از آنچه که هست باید بیرون نمی اید. بنابراین یک انقطاعی وجود دارد بین معرفت و عمل، بین دانش و ارزش چنین نسبتی وجود نداد، این یک نظریه است.

او اضافه کرد: نظریه دیگر قائل به این است که از جهان بنین، ایدئولوژی بیرون می آید! این هم یک نظریه است، اما نظریه دیگری وجود دارد که قائل است که معرفت اگر منطبق بر معارف وحیانی باشد در وجود انسان به صورت طبیعب به یک احساس تبدیل میشود و ترکیب این معرفت و احساس زمینه ساز عمل است. این که بحث محبت و عشق در دین ما جزو کلیدی ترین مفاهیمی است که معرفت به محبت و عشق تبدیل شده و در دل انسان وارد شوده است. بنابراین آن معرفت و این محبت، زمینه ساز تقوا میشود، یعنی کسی که عاشق خدا شده است وقتی در معرض گناه قرار می گیرد، می ترسد که آن لذت و انس را از دست بدهد، بنابراین با تقوا می شود.

بنابراین اگر انسان از مرتبه معرفت و عشق و احساس عبور نکرده باشد اعمالش کنترل نمی شود، زمانی هم که ما می رسیم به این نقطه که انسان عواطفش با معارف وحیانی سیراب می شود و با عشق جدید و با محبت جدید آشنا می شود، از اینجا با هنر پیوند می خورد. نصرت الله تابش اظهار داشت. هنر یعنی خلق یک موقعیت عاطفی معنا دار، اگر هنر نتواند عواطف ما را به حرکت در بیاورد، هنر نیست و می تواند سخنرانی و یا کلاس درس باشد.

مدیر مسئول ماهنامه فیلم نگار افزود: هنر موقعیتی را خلق می کند که مخاطب وقتی مثلا پایان نمایش را تجربه میکند، تمامی عواطفش نسبت به این اثر داستانی یا نمایشی تلطیف می شود، یعنی بدون اینکه خودش این حادثه را از سر گذرانده باشد در موقعیت فهیمی قرار می  گیرد. که آن فهم برای خودش درونی شده است. تابش در ادامه گفت: اگر می بتوانیم از طریق متن مقدس خلق شخصیت کنیم، در حقیقت یک منبع جدید برای تحلیل های روانشاختی شخصیت در داستان و نمایش و سینما خلق کرده ایم. وی با اشاره صحیفه سجادیه گفت: در یکی از دعاهای صحیفه امام سوم به خداوند عرض می کند: خدایا وجود من را به گونه ای قرار بده تا بتوانم به کسانی که به من بدی کرده اند، خوبی کنم. فهم همین روایت نیازمند تحلیلی روانشناختی انسان در موقعیت های مختلفی است که با آدمهای دیگر دارد و اینکه کسی می تواند به چنین موقعیتی برسد که نقطه ضعف نداشته باشد و به افرادی که به او بدی کرده اند، خوبی کند ، این یک نوع تحلیل روانشناختی است.

او در پایان سخنان خودگفت: شما در روایات می بینید که مثلا وقتی امام صادق با یک سوالی رو به رو می شوند، ارجاع می دهند به رسول خدا، میگویند رسول الله چینن فرمودند: یعنی ما از طریق کلام معصوم بعد از اینکه فهمیدیم چه فرموده اند، نیاز داریم برای اینکه بفهیم چرا فرموده اند، از اینجا می توانیم بگوییم چرا به رسول خدا ارجاع می دهند، برای اینکه ممکن است مخاطبی که سوال کرده خودش امام صادق را قبول نداشته باشد. حتما باید به حضرت رسول ارجاع بدهد تا او بپذیرد. پس می شود روانشناسی مخاطب را با تحلیل کلام امام فهمید، به این جهت نباید این کلام معصوم را تعمیمش داد به همه موقعیت ها، بلکه تعمیمش داد به مخاطبانی که شرایط روانشناختی مشابه دارند.

 

 

صحیفه سجایه، کتابی برای هدایت

رفیع الدین اسپارف، شیعه اهل روسیه و کارشناس مسائل علمی و فرهنگی آخرین سخنران این نشست بود که مطالب خود را بیان کرد، او اظهار داشت، امام سجاد علیه السلام در یکی از صحبت هایی که با سحن بصری می کند، حسن بصری می گوید: تعجب است در این شرایط چگونه مردم هدایت می شوند، امام سجاد می گویند: از آن هایی که هدایت می شوند جای تعجب ندارد، از آنهایی که هدایت نمی شوند باید تعجب کرد. او در ادامه گفت: اسراری وجود دارد که امام این حرف را میزند، چرا؟ امام می گویند با توجه به این همه نعمتهای فراوان جای تعجب نیست کسی هدایت بشود جای تعجب در آن است که هنوز برخی آدمهای هدایت نمی شوند. وی افزود: عرفانی که ما در روسیه داریم عرفان نقشه بندیه یا عبدالقادر گیلانی است. اینها حرفی برای گفند ندارند و متاسفانه هیچ وقت از عرفان صحیفه سجادیه صحبتی نشده است و من همیشه در جلسات پیشنهاد میدادم که عرفان صحیفه سجادیه تنظیم بشود تا آنرا یادم بدهیم به جوانانی که می آیند و تشنه اند.

در نتیجه با توجه به این دریای بیکران جایی برای عدم هدایت وجود نخواهد داشت. اسپارف ادامه داد: در روسیه فعالیت بهایی ها داریم. فعالیت های ادیان مختلف را داریم. اما متاسفانه فعالیت مکتب اهل بیت کمرنگ است، شیعیان روس هم که به ایران می آیند ترجمه روسی از کتاب شریف صحیفه سجادیه وجود ندارد که در اختیار آنها باشد. او در پایان اظهار کرد: امیدواریم در آینده به همت برادران ایرانی ترجمه روسی صحیفه سجادیه به عنوان کتابی انسان ساز و مایه سعادت در اختیار شیعیان روسیه قرار گیرد.

 

 

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...